السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

139

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

سببي است ودر أغسال مسببى است يعنى در وضو چند سبب يكموجب شده اند از براي وضوء پس اگر ترك كند يكمعصيت بيش نكرده است ودر أسباب غسل اگر همه أغسال را ترك كند چند معصيت كرده است واگر اتيان كند بقصد همه چند امتثال كرده است . ( باب هفتم در غسل حيض واستحاضه ونفاس واحكام انها است ودران چند فصل است ( فصل أول ) در بيان حيض است بدان كه حيض خونى است كه خداوند عالم آن را در رحم زنها قرار داده است بجهت حكم ومصالحى كه از جمله انها اين است كه در زمان حمل طفل بان تغذى مىكند وبعد از وضع حمل مبدل مىشود بشير از جهت غذاى طفل ودر أزمنة ديگر در آنجا جمع مىشود ودر أوقات مخصوصة از رحم بخارج مىآيد وگاهى از جهت زيادتى آن در زمان حمل ورضاع نيز بخارج مىآيد ودر غالب در هر ما هي شش يا هفت روز مىآيد وكمتر وبيشتر هم مىشود بحسب اختلاف امزجه در حرارت وبرودت ودر غالب سياه يا سرخ وغليظ وتازه وگرم است وبقوت بيرون مىآيد ودر بيرون امدنش سوزش بهم مىرسد در باطن فرج وخون استحاضة بعكس حيض است وشرط است كه بعد از بلوغ وپيش از يأس باشد پس خون پيش از بلوغ وبعد از يأس خون حيض نيست واگر چه بصفات حيض باشد وبلوغ در زن حاصل مىشود بتمام شدن نه سال ويأس برسيدن شصت سال در قرشية وپنجاه سال در غير قرشية وقرشيه زنى است كه نسب بنضر بن كنانه برساند واگر شك دارد در قرشي بودن بنا گذارد بر عدم وهم چنين اگر شك در بلوغ ويأس دارد بنا بر عدم گذارد ( مسألة 1 ) زنى كه شك دارد در بلوغ خود هر گاه خوني از أو بيرون امد بصفات حيض انخون محكوم بحيضيت است وعلامت بلوغ أو است واگر يقين دارد كه مانع نشده محكوم بحيضيت نخواهد بود ومراد از شرطيت بلوغ همين است ( مسألة 2 ) فرق نيست در بودن يأس ببلوغ پنجاه يا شصت ما بين حره وأمه وحار المزاج وبارد المزاج وأهل مكانهاى مختلفه ( مسألة 3 ) اشكالى نيست در اين كه حيض با ارضاع جمع مىشود ودر اجتماع آن با حمل دو قول است أقوى اين است كه جمع مىشود با آن خواه پيش از استبانه وظهور حمل باشد يا بعد از آن وخواه در أيام عادت باشد يا پيش از آن يا بعد از آن بلى اگر از عادت تأخير افتد تا بيست روز أحوط جمع است ما بين تروك حائض واعمال مستحاضة ( مسألة 4 ) هر گاه خون از رحم بفضاء فرج ريخت واز آنجا بخارج درامد اگر چه بقدر سر سوزنى